
۱۸ دی
امیرحسین شیخ بو
امیرحسین تکپسر خانواده و فرزند اخر بود وبه شدت خانواده وابسته به امیرحسین بودن عاشق موتور سنگین و ماشین سواری بود یکجمله همون روز ۱۸دی ضبط کرده به زبان کرمانجی که زبان مادری امیرحسین بود که میگه میترسم بمیرم ازادیتو نبینم وطن
- سن
- 24
- شهر
- مشهد
- تاریخ
- 2026-01-08
- همه وضعیتها
- تأییدشده
روایت زندگی
امیرحسین تکپسر خانواده و فرزند اخر بود وبه شدت خانواده وابسته به امیرحسین بودن عاشق موتور سنگین و ماشین سواری بود یکجمله همون روز ۱۸دی ضبط کرده به زبان کرمانجی که زبان مادری امیرحسین بود که میگه میترسم بمیرم ازادیتو نبینم وطن
شرح واقعه
امیرحسین ۱۸دی ماه بعدازظهر به باشگاه رفت و از باشگاه به خونه برگشته بود وسایلشو داخل ماشین پدرش توی پارکینگ گذاشته بود و به اعتراضات رفته بود و اونجا توسط تکتیرانداز مستقر روی ساختمان پاسگاه هدف شلیک گلوله قرار گرفت و یکتیر به سرش خورد و به زندگی یکخانواده پایان دادن
روایت یادبود
ما همه تا ابد در حسرت زندگی نکردن در کنارت غمگین میمانیم و بهت افتخار میکنیم یادت تا ابد گرامی