ساختار داده‌های این دیوار یادبود منطبق بر استانداردهای اسناد حقوق بشری طراحی شده و گزارش‌های آن سندیت حقوقی دارند.
نامشخص

۱۸ و ۱۹ دی

داریوش انصاری بختیاروندی

فرزند آخر خانواده و عزیز همه پسری شجاع و مهربون و پر انرژی در سن کم پدرش و از دست داد و با مادر پیر و برادر فلجش زندگی میکرد و از آن ها مراقبت میکردخیلی برا زندگی تلاش کرد و امید داشت اما نشد.کارگری کرد؛ تاتو کار شد؛کافه زد؛ و چند تا شغل دیگ اما ....

سن
37
شهر
فولادشهر
تاریخ
2026-01-08
همه وضعیت‌ها
گزارش خانواده

روایت زندگی

فرزند آخر خانواده و عزیز همه پسری شجاع و مهربون و پر انرژی در سن کم پدرش و از دست داد و با مادر پیر و برادر فلجش زندگی میکرد و از آن ها مراقبت میکردخیلی برا زندگی تلاش کرد و امید داشت اما نشد.کارگری کرد؛ تاتو کار شد؛کافه زد؛ و چند تا شغل دیگ اما ....

شرح واقعه

1404/10/10 به اعتراضات رفت و مادرش نگرانش بود و هر چی بهش زنگ میزدن جواب نمیداد تا اینکه یه دختر جواب داد که با تیر زدنش و چند تا از پسرا گذاشتنش تو ماشین من و با هم هماهنگ شدن و در یه مکان دور تر از شلوغی ها تحویلش گرفتن اما دیگه نفس نمیکشید بازم به بیمارستان بردنش ک شاید احیا بشه اما فایده نداشت دم بیمارستان ب حدی مامور ریخت که وحشتناک بود و با برادراش درگیر شدن و تیراندازی میکردن بهشون و جاوید نام و از بیمارستان بردن گفتن باید اعتراف کنید که بسیجی بود وگرنه جنازه رو نمیدیم اما خانوادش قبول نکردن و با تعهد که مراسم نگیرن و شلوغ نشه و خانوادگی خاکسپاری و انجام بدن تحویلش گرفتن. جاوید نام همیشه تو اعتراضات شرکت میکرد کل بدنش ساچمه بود شبی که جاوید نام شد اون خانم میگفت تو ماشین گفت بیمارستان نبرم حاضرین در اون شب گفتن که چند نفر گیر افتادن و داریوش به سمتشون رفت و مامور نزاشت نزدیک بشه و زدنش تو این چند ماه همیشه یک پیرمرد میاد سر مزارش و میگه من تو شلوغیا گیر کردم و افتادم زمین داریوش منو بغل کرد و بردم سمت ساختمونمون و منو گذاشت داخل و دوباره رفت تو جمعیت میگفت بهش گفتم من پیرم تو خودت برو به فکر من نباش اما ب حرفم گوش نداد و منو نجات داد و خودش و کشتن