ساختار داده‌های این دیوار یادبود منطبق بر استانداردهای اسناد حقوق بشری طراحی شده و گزارش‌های آن سندیت حقوقی دارند.
نامشخص

۱۸ دی

ملیحه انجکانی

خواهرم ۲۱سال سن داشت..عاشق تئاتر بود و‌فوق العاده پر انرژ‌ی و پر از شوق.آرزوهای زیادی داشت که مجال رسیدن بهشون رو پیدا نکرد😔 دوره های ucmas دیده بود (ریاضی ذهنی با چرتکه) مهربون‌بود‌و‌همیشه لبخند به لب داشت و‌لبخند به لب بقیه می‌آورد. پدرمون رو‌ شش سال پیش از‌دست داده بودیم.ولی با وجود سختی و نداشتن حامی همیشه روی پای خودش بود‌و‌از ۱۸سالگی کار‌میکرد‌و‌برای هدف ها و‌آیندش می‌جنگید.

سن
21
شهر
مشهد
تاریخ
2026-01-08
همه وضعیت‌ها
گزارش خانواده

روایت زندگی

خواهرم ۲۱سال سن داشت..عاشق تئاتر بود و‌فوق العاده پر انرژ‌ی و پر از شوق.آرزوهای زیادی داشت که مجال رسیدن بهشون رو پیدا نکرد😔 دوره های ucmas دیده بود (ریاضی ذهنی با چرتکه) مهربون‌بود‌و‌همیشه لبخند به لب داشت و‌لبخند به لب بقیه می‌آورد. پدرمون رو‌ شش سال پیش از‌دست داده بودیم.ولی با وجود سختی و نداشتن حامی همیشه روی پای خودش بود‌و‌از ۱۸سالگی کار‌میکرد‌و‌برای هدف ها و‌آیندش می‌جنگید.

شرح واقعه

واقعا برام سخته از اون شب حرف بزنم.. فقط بگم خیلی شب وحشتناکی بود‌.گلوله ای که به گلوی خواهرم نشست از قلب ما اول گذشت.. مامانم اندازه ده سال یک شبه پیر شد😔 این اتفاق میدان مادر امامیه مشهد افتاد 😔🥀

روایت یادبود

این متن آخرین استوری ملی بود.. سالها بعد، از ما بعنوان سرسخت ترین مردم یاد خواهد شد در دلمان امید کشته شده بود اما همچنان‌ادامه میدادیم برای رسیدن به روزهای روشنی که فردایش از امروزش تاریک تر بود..