ساختار داده‌های این دیوار یادبود منطبق بر استانداردهای اسناد حقوق بشری طراحی شده و گزارش‌های آن سندیت حقوقی دارند.
نامشخص

۱۸ و ۱۹ دی

نازآفرین کیهانی

مادرم دوتا نوه داشت که به عشق اونا زندگی میکرد ، زندگی ساده و بی ریا 😭 دوتا پسر و یه دختر بدبخت که منم 😭😭😭 اتفاقا که مادرم خیلی با اعتقاد و با خدا بود و روزی که فوت شد رفتم خونشون قران و چادر نمازش روی میز بود ، برای حقش برای یه‌لقمه‌نونی که راحت تر بیاد سر سفره برای بی خونه بودن پسرش برای ارزوهای دخترش رفت که اعتراض کنه و دیگه بر نگشت جوابش تیر در سینش بود 😭😭😭😭😭

سن
65
شهر
تهران
تاریخ
2026-01-10
همه وضعیت‌ها
تأییدشده

روایت زندگی

مادرم دوتا نوه داشت که به عشق اونا زندگی میکرد ، زندگی ساده و بی ریا 😭 دوتا پسر و یه دختر بدبخت که منم 😭😭😭 اتفاقا که مادرم خیلی با اعتقاد و با خدا بود و روزی که فوت شد رفتم خونشون قران و چادر نمازش روی میز بود ، برای حقش برای یه‌لقمه‌نونی که راحت تر بیاد سر سفره برای بی خونه بودن پسرش برای ارزوهای دخترش رفت که اعتراض کنه و دیگه بر نگشت جوابش تیر در سینش بود 😭😭😭😭😭

شرح واقعه

شب قبل تولدش بود به ما گفت نیاین سمت تهرانپارس خیلی شلوغه بذارید خلوت شه یکی دوروز بعد بیاین روز بیستم دیماه ساعت ۶ زنگ زد به پسرم کلی باهاش تلفنی حرف زد و شوخی کرد و خداحافظی 😭😭 طبق شواهد همسایه ها ساعت ۷ یه عده حیدر حیدر کنان اومدن توو کوچه و در یه پارکینگ باز بوده که مامانم و چند نفر دیگه میرن داخل حیاط خونه و همون نامردا از پشت در تیر میزنن داخل حیاط به قلبش 😭😭😭😭😭😭😭😭

روایت یادبود

اگه دیدار به قیامت دروغی بیش نبود ، من تورا کجا ببینم 😭😭😭😭😭😭

نازآفرین کیهانی | جاویدنام