ساختار داده‌های این دیوار یادبود منطبق بر استانداردهای اسناد حقوق بشری طراحی شده و گزارش‌های آن سندیت حقوقی دارند.
نامشخص

۱۸ دی

امید باقری

امیدجوانی بود که خیابان را به اینستا ترجیح داد،آخرین استوری هایی که گذاشته بود نوشته بود به جای این که توی اینستا اعتراض کنید بیاید توی خیابون ها،امیدسایه سر مادر و برادر کوچکترش بود،و نان آور خانه بود،امید عاشق بازی بیلیارد بود ،در زندگیش بسیار بسیار پسر مظلوم،مهربان و دلسوزی بود،همه از مهربونی و کم حرفیش سخن میگفتن،امید همیشه آرزو داشت از ایران بتونه مهاجرت کنه ولی از پس هزینه هاش بر نمیومد

سن
33
شهر
اراک
تاریخ
2026-01-08
همه وضعیت‌ها
گزارش خانواده

روایت زندگی

امیدجوانی بود که خیابان را به اینستا ترجیح داد،آخرین استوری هایی که گذاشته بود نوشته بود به جای این که توی اینستا اعتراض کنید بیاید توی خیابون ها،امیدسایه سر مادر و برادر کوچکترش بود،و نان آور خانه بود،امید عاشق بازی بیلیارد بود ،در زندگیش بسیار بسیار پسر مظلوم،مهربان و دلسوزی بود،همه از مهربونی و کم حرفیش سخن میگفتن،امید همیشه آرزو داشت از ایران بتونه مهاجرت کنه ولی از پس هزینه هاش بر نمیومد

شرح واقعه

شب ۱۸ دی در خیابان مخابرات اراک وقتی که نیروهای سرکوب گر گاز اشک آور پرتاب میکردن،امید با شجاعتش گازها را برمیداشته و دور میکرده تا همشهری هاش آسیب نبینن،وقتی که یکی از همشهری هاش میخواسته کمکش کنه امید نزاشته و گفته تو دست نزن من دستکش دستمه ،بعد وقتی خم شده و برداشتش تا پرتش کنه سمت نیروهای سرکوب گر،در همون حالت تیر جنگی زدن به سرش،سه شبانه روز دنبالش میگشتیم تا در آخر شب ۲۱ام ساعت ۹ شب در سردخانه بهشت زهرا اراک با چشمهای باز پیداش کردیم،بعد هم باهامون مصاحبه کردن که باید بگین که تروریست ها کشتنش تا جنازه رو بهتون بدیم اونا گفتن و ما تکرار کردیم،اصلا فرصت بهمون ندادن برای خاکسپاری،ساعت ۶ صبح فرداش به خاک سپردیمش،با فشار امنیتی بسیار شدید ،نزاشتن براش مراسم بگیریم و توی تاریکی با نور گوشی های موبایل به خاک سپردیمش😭😭

روایت یادبود

امید نماد مظلومیت،دلسوزی و مهربانی بود،امید خودش رو وقف خانواده کرده بود،هیچ چیزی رو برای خودش نخواست فقط به فکر برادر کوچکتر و مادرش بود،امید در زندگیش از خودش گذشت برای خانواده،شب ۱۸ دی هم زیر بار ظلم نرفت و جاودان شد