ساختار داده‌های این دیوار یادبود منطبق بر استانداردهای اسناد حقوق بشری طراحی شده و گزارش‌های آن سندیت حقوقی دارند.
نامشخص

۱۸ و ۱۹ دی

آسیه رمضانی

آسیه استقلال داشت و طعم سختی زندگی رو چشیده و اصلی ترین دلیل حضورش هم همین بود مادر دو فرزند با وجود بیماری قلبی و آگاهی از تمام خطرات برای روز بهتر روشنتر رفت و سال ۱۴۰۱ هم حضور داشت و از هیچی نمیترسید از جونش گذشت تا زندگی و آینده بهتر باشه با آگاهی و شهامت توی آخرین تماسش گفت میرم حقمو بگیرم سه روز توی کهریزک دنبالش میگشتن همیشه زنی پر انرژی و خوش خنده و شجاع بود و از هیچی جز خدا ترس نداشت در آخر نوزده دی با شلیک مستقیم به قلب جاودان شد نمیدونیم کی نمیدونیم چطوری فقط می‌دونیم خون بیگناهش ریخته شد... فقط یک کلاه و کش موی خونی تحویل خانواده ش دادن انگشتر ست با دخترش و گردنبند هیچی رو پس ندادن... نوزده دی با شلیک مستقیم گلوله به قلب مهربونش جاودان شد با وجود آگاهی از تیر جنگی رفت با وجود قلب بیمار ولی قویش رفت آخرین حرفش این بود میرم حقمو بگیرم و از حقم دفاع کنم

سن
39
شهر
تهران
تاریخ
2026-01-08
همه وضعیت‌ها
تأییدشده

روایت زندگی

آسیه استقلال داشت و طعم سختی زندگی رو چشیده و اصلی ترین دلیل حضورش هم همین بود مادر دو فرزند با وجود بیماری قلبی و آگاهی از تمام خطرات برای روز بهتر روشنتر رفت و سال ۱۴۰۱ هم حضور داشت و از هیچی نمیترسید از جونش گذشت تا زندگی و آینده بهتر باشه با آگاهی و شهامت توی آخرین تماسش گفت میرم حقمو بگیرم سه روز توی کهریزک دنبالش میگشتن همیشه زنی پر انرژی و خوش خنده و شجاع بود و از هیچی جز خدا ترس نداشت در آخر نوزده دی با شلیک مستقیم به قلب جاودان شد نمیدونیم کی نمیدونیم چطوری فقط می‌دونیم خون بیگناهش ریخته شد... فقط یک کلاه و کش موی خونی تحویل خانواده ش دادن انگشتر ست با دخترش و گردنبند هیچی رو پس ندادن... نوزده دی با شلیک مستقیم گلوله به قلب مهربونش جاودان شد با وجود آگاهی از تیر جنگی رفت با وجود قلب بیمار ولی قویش رفت آخرین حرفش این بود میرم حقمو بگیرم و از حقم دفاع کنم

شرح واقعه

متاسفانه تنها رفت افراد کمی میدونستن حتی سال ۱۴۰۱ هم میره تنها رفت و بعد هشت شب گوشیش رو جواب نمی‌داد سه روز توی پزشکی قانونی دنبالش گشتن در آخر هم در یکی از سوله های بهشت زهرا شناسایی شد و تحویلش گرفتن هیچ کس نمیدونه چه اتفاقی افتاد ولی طبق گزارش وقتی تیر میخوره با کمک های مردمی به درمانگاه رسونده میشه توی همونجا جاودان میشه داخل نماز خونه درمانگاه از پیکرش عکس گرفتن تیر مستقیم توی قلب از فاصله نزدیک

روایت یادبود

او عاشق پیاده روی کردن و نماد قلب بود زنی مهربون و شجاع که با وجود بیماری قلبی با شهامت تمام رفت تا از حقش دفاع کنه آخرین حرفش این بود میرم حقمو بگیرم و از حقم دفاع کنم و همیشه می‌گفت خدا جای حق نشسته... یادتون باشه دلیران به نام نکو زنده اند خردمند و بیدار و تابنده اند..!