ساختار داده‌های این دیوار یادبود منطبق بر استانداردهای اسناد حقوق بشری طراحی شده و گزارش‌های آن سندیت حقوقی دارند.
نامشخص

۱۹ دی

بهنام امیر افشاری

در تاریخ ۴آبان ۱۳۶۴ در کرج به دنیا آمد و در مهرشهر بزرگ شد در سال ۸۹ به اندیشه شهریار نقل مکان کرد و در بلوار امام رضا فردیس مغازه سوپر پروتئین زد بهنام متاهل و دارای ۲فرزند ۱۷ساله و ۱۱ساله (پسر) بود فردی مهربان ، شاد ، پرانرژی و اجتماعی بود

سن
40
شهر
فردیس
تاریخ
2026-03-21
همه وضعیت‌ها
تأییدشده

روایت زندگی

در تاریخ ۴آبان ۱۳۶۴ در کرج به دنیا آمد و در مهرشهر بزرگ شد در سال ۸۹ به اندیشه شهریار نقل مکان کرد و در بلوار امام رضا فردیس مغازه سوپر پروتئین زد بهنام متاهل و دارای ۲فرزند ۱۷ساله و ۱۱ساله (پسر) بود فردی مهربان ، شاد ، پرانرژی و اجتماعی بود

شرح واقعه

شب ۱۸ دی ماه ساعت ۲۰:۱۵مورد اصابت گلوله جنگی از بالای ساختمان نیمه تمام قرار گرفت و تیر تمام شریانات از سمت چپ شکم تا پای سمت راست قطع کرد بهنام را زود به بیمارستان سردار سلیمانی جاده ملارد انتقال دادیم و در آنجا به دلیل نداشتن دکتر پیوند شریان پای راست را قطع کردن و به خانواده اجازه ندادن بهنام را به تهران ببرن و فردا صبح که حال بهنام وخیم تر شده بود گفتن به تهران ببرین و خانواده اورا به بیمارستان امید انتقال دادن و وقتی پزشکان بهنام را دیدن متوجه شدن که پای او سیاه شده و آنها نمیتوانند کاری کنن و بهنام رو به بیمارستان طالقانی ولنجک انتقال دادن که در آنجا بعد از ۲۴ ساعت پای راست بهنام را از بالای ران قطع کردن و فردای آن روز دوباره به اتاق عمل بردن و تیری که ۳۶ساعت در لگنش جامانده بود را خارج کردن بهنام ۷۲ روز دردو رنج و عذاب زیادی در بیمارستان کشید بدنش و زخم های پا و شکمش شدیدا عفونت داشت قدرت تکلمش را تقریبا از دست داده بود کلیه هایش به مشکل خورده بود و دیالیز میشد و دفع خون شدید داشت ولی با تمام این مشکلات میگفت من خوب میشم و روی همین یه دونه پام برمیگردم خونه بهنام روحیه بالایی داشت و فقط به جشن آزادی فکر میکرد او میگفت پای من رفت عیب نداره فقط این حکومت سقوط کنه منم خوب میشم با یه دونه پا هم میشه زندگی کرد بعد از ۷۲ روز بسیار سخت دکترها بهنام رو مرخص کردن ولی همسر بهنام کاملا مخالف ترخیص بهنام بود ولی بهنام خودش هم دیگر طاقت بیمارستان را نداشت و دوس داشت لحظه تحویل سال کنار همسر و فرزندانش باشد ۲۸اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۴بعدازظهر بهنام به خانه امد و فقط ۳ساعت در خانه دوام آورد و ساعت ۷غروب در آغوش همسرش بر اثر آمبولی ریه درگذشت اول قرار بود در بهشت سکینه به خاک سپرده بشه ولی دولت گفت در صورتی اجازه دفن در بهشت سکینه میدهیم که شهید اعلام کنید و همسرش به هیچ عنوان قبول نکرد و پیکر بهنام زیر سایه سنگین ماموران در بهشت رضوان واقع در کهنز شهریار قطعه ۲۰ به خاک سپردند

روایت یادبود

یادبود جاویدنام بهنام امیرافشاری بهنام امیرافشاری تنها یک نام نبود؛ روایتی از ایستادگی، شرافت و عشقی بود که برای باورهایش از جان مایه گذاشت. او درد را با تمام وجود لمس کرد، رنج را تحمل کرد و روزهای سختی را پشت سر گذاشت؛ اما هیچ‌یک نتوانست بزرگی روحش را در هم بشکند. زخم‌هایی که بر تن و جانش نشست، شاید پایان زندگی زمینی‌اش را رقم زد، اما آغاز جاودانگی نامش شد. امروز، هر بار که نام بهنام بر زبان جاری می‌شود، یاد انسان آزاده‌ای زنده می‌شود که رنج کشید، اما سربلند ماند. یادش در قلب عزیزانش خاموش نخواهد شد؛ زیرا انسان‌هایی که با شرافت زندگی می‌کنند و با سربلندی از دنیا می‌روند، هرگز فراموش نمی‌شوند. جاودانگی، سهم کسانی است که حقیقت را با بهای جان خویش معنا می‌کنند. یاد و نام جاویدنام بهنام امیرافشاری، تا همیشه در دل‌ها زنده و گرامی باد.یادبود جاویدنام بهنام امیرافشاری بهنام امیرافشاری تنها یک نام نبود؛ روایتی از ایستادگی، شرافت و عشقی بود که برای باورهایش از جان مایه گذاشت. او درد را با تمام وجود لمس کرد، رنج را تحمل کرد و روزهای سختی را پشت سر گذاشت؛ اما هیچ‌یک نتوانست بزرگی روحش را در هم بشکند. زخم‌هایی که بر تن و جانش نشست، شاید پایان زندگی زمینی‌اش را رقم زد، اما آغاز جاودانگی نامش شد. امروز، هر بار که نام بهنام بر زبان جاری می‌شود، یاد انسان آزاده‌ای زنده می‌شود که رنج کشید، اما سربلند ماند. یادش در قلب عزیزانش خاموش نخواهد شد؛ زیرا انسان‌هایی که با شرافت زندگی می‌کنند و با سربلندی از دنیا می‌روند، هرگز فراموش نمی‌شوند. جاودانگی، سهم کسانی است که حقیقت را با بهای جان خویش معنا می‌کنند. یاد و نام جاویدنام بهنام امیرافشاری، تا همیشه در دل‌ها زنده و گرامی باد.