
۱۸ دی
فهیمه نجارعجم
فهیمه دختری شاد و پر انرژی بود لیسانس حسابداری داشت اما به شغل آزاد علاقه بیشتری داشت و در مغازه شیرینی فروشی برادرش، همراه و شریک او بود و از طرف دیگر هم زبان خارجه و هم زبان کره ایی میخواند و قصد داشت یکی دو سال دیگر مهاجرت کند ولی تمام هم و غمش ایرانی آزاد و سربلند بود و این هدف گویا بر تمام اهدافش مقدم بود تا جایی که اون شب با وجود اینکه میدانست شاید برگشتی نباشد رفت تا آزادگی را فریاد بزند
- سن
- 30
- شهر
- آزادشهر
- تاریخ
- 2026-01-08
- همه وضعیتها
- گزارش خانواده
روایت زندگی
فهیمه دختری شاد و پر انرژی بود لیسانس حسابداری داشت اما به شغل آزاد علاقه بیشتری داشت و در مغازه شیرینی فروشی برادرش، همراه و شریک او بود و از طرف دیگر هم زبان خارجه و هم زبان کره ایی میخواند و قصد داشت یکی دو سال دیگر مهاجرت کند ولی تمام هم و غمش ایرانی آزاد و سربلند بود و این هدف گویا بر تمام اهدافش مقدم بود تا جایی که اون شب با وجود اینکه میدانست شاید برگشتی نباشد رفت تا آزادگی را فریاد بزند
شرح واقعه
شب ۱۸ دی ماه در استان گلستان شهرستان آزادشهر، فهیمه به همراه دیگر معترضان در خیابان شاهرود سمت دادگستری بود اولش همه چی عادی بود تا اینکه حدودا ساعت ۱۰ شب بود که صدای تیراندازی اومد و یکی از پسران پایش زخمی شد و تیر خورد و خونریزی داشت البته اون تیر ساچمه ایی بود به سمت فهیمه لنگان آمد و فهیمه شالش را در آورد و به دوستان پسر داد تا پایش را ببندن بعد جمعیت معترض به سمت خیابان گرگان راه افتادن خواهرش اون شب همراه فهیمه بود به او میگوید بیا برگردیم اما فهیمه میگوید نه جمعیت را تنها نگذاریم نهایتش ساچمه میخوریم اما کمتر از یک ربع بعد صدای تیر اندازی جنگی به حدی زیاد شد که همه غافلگیر شدن و این بار از تیر جنگی استفاده شد و فهیمه به ضرب ۳ گلوله در پا و پهلو و قلب جاویدنام شد جسم بی جان او به بیمارستان حضرت معصومه آزادشهر منتقل شد و بعد از یک هفته با پیگیری های متعدد جنازه تحویل داده شد که ساعت ۶ صبح با ۱۰ نفر از اقوام در تاریکی هوا و سکوت دفن شد
روایت یادبود
به خون جگر زادمت به مام وطن دادمت