ساختار داده‌های این دیوار یادبود منطبق بر استانداردهای اسناد حقوق بشری طراحی شده و گزارش‌های آن سندیت حقوقی دارند.
نامشخص

۱۸ دی

حسین حیدری

دور روز مانده به تولد ۵۰ سالگیش کشتنش فقط یه دختر ۲۳ داشت که عاشقانه همو می پرستیدن ،هوادار تیم استقلال بود و بسیار آدم شاد و مهربونی بود خانواده دوست بود

سن
50
شهر
تهران
تاریخ
2026-01-08
همه وضعیت‌ها
گزارش خانواده

روایت زندگی

دور روز مانده به تولد ۵۰ سالگیش کشتنش فقط یه دختر ۲۳ داشت که عاشقانه همو می پرستیدن ،هوادار تیم استقلال بود و بسیار آدم شاد و مهربونی بود خانواده دوست بود

شرح واقعه

۱۸ دی برای فراخوانی که شاه داده بود رفت بیرون توی هفت حوض بود و پنج دقیقه قبل از اینکه تیر بخوره با خانواده تماس میگیره با شور و شوق میگه امشب خیلی زیاد بودیم صداش پر از امیدواری بود و میگفت دیگه تمومه داریم پیروز میشیم قول داد مراقب خودش باشه ولی وقتی تلفن قطع کرد شروع به تیر اندازی شد و یه تیر به پشت سر و یه تیر پهلوش زدن چون جلوی صف بودش با کمک مردم به بیمارستان رفت بیمارستان الغدیر بردنش همون حیاط پشتی همون جایی که دورش پتوی آبی پیچیدن و کل زندگی ما خلاصه شد توی یه عکس از حیاط پشتی بیمارستان الغدیر خانواده داشتن تک تک آدمای زیر پتو میدیدن که عزیزشان پیدا کنن ولی از اون دور پوتین های پاش مشخص بود از پتو زده بود بیرون همون پوتینایی که دخترش سال قبل برای تولدش خریده بود دنیا دیگه تموم شد و اون خانواده هرچی امید داشتن که عزیزشون اونجا نباشه به خاک ریخت

روایت یادبود

جاویدنام حسین حیدری پیچیده در پتوی آبی رنگ در حیاط پشتی بیمارستان الغدیر رنگ آبی مانند خودش که عاشق آبی و استقلال بود