
نامشخص
میلاد غلامزاده
در تمام طول زندگی خود سعی کرد فردی حمایتگر و پشتیبان برای اطرافیان باشد و بسیار با غیرت و مهربان بود عاشق خانواده خود بودغیرت و مردانگی او زبان زد خاص و عام بود امید یک خانواده بود اما در اخر برای غیرت خود جنگید و به قتل رسید
- سن
- 31
- شهر
- رشت_خشکبیجار
- تاریخ
- 2026-01-07
- همه وضعیتها
- تأییدشده
روایت زندگی
در تمام طول زندگی خود سعی کرد فردی حمایتگر و پشتیبان برای اطرافیان باشد و بسیار با غیرت و مهربان بود عاشق خانواده خود بودغیرت و مردانگی او زبان زد خاص و عام بود امید یک خانواده بود اما در اخر برای غیرت خود جنگید و به قتل رسید
شرح واقعه
چهارشنبه ۱۷دی ماه ساعت۹شب از خونه بیرون رفت و به خواهر و مادرش گفت ساعت۱۲شب برمیگردم،او به رستوران نزدیک وقوع اعتراض رفته بود همراه با دوستانش زمانی که شلوغ شد پارتنرش به او زنگ زد و او را کشاند میان جمعیت میلاد به دوستانش گفت میروم تا پارتنرم را بیرون بیاورم میترسم بمیرد ساعت۱۰به جمعیت رسید داشت پشت تلفن با پارتنرش صحبت میکرد تا اورا پیدا کند چون گاز اشک اور زده بودند نمیتوانست پیدایش کند میلاد را حین صحبت با تلفن با اسلحه کلت شخصی با فاصله ۷الی۸متری با شلیک مستقیم بسیج کشتند دقیقا این اتفاق رو به روی بسیج خشکبیجار افتاد و گلوله به ناحیه گوشه چشم اثابت کرد و از گوش خروج کرد و مغز میلاد را متلاشی کرد میلاد راساعت۱۰:۱۲دقیقه شب۱۷دی در خشکبیجار گیلان کشتن و دوستانش اورا به درمانگاه قدیمی کنار پایگاه همان بسیجی که او را کشتند منتقل کردند و خانواده اش خودشون رو رسوندن و با جسم بی جان فرزندنشان رو به رو شدند نیرو های بسیج و اعظامی سعی کردند پیکر میلاد را ببرند ولی خانواده اش با شجاعت تمام میلاد را در خودروی شخصی خودشان گذاشتند و میلاد بابت هیکل درشت و قد بلندش در ماشین جا نمیشد به زیر پا افتاد و خواهرش از ترس اینکه جسم برادرش را ببرند روی پیکر خونین برادرش دراز کشید و غرق در خون شد تا برادر در امان بماند قهرمان میلاد در همان شب ساعت۳صبح در ارامستان محل زندگی اش دهستان نوشر برای همیشه به دل خاک سپرده شد و یاد خاطرش در دل مردمان حک شد تا به ابد
روایت یادبود
گاهی تمام آسمان را نگاه میکنم شاید ردّی از حضورت پیدا کنم تو دوری، اما از یاد من نرفته ای و نخواهی رفت،هرگز….