ساختار داده‌های این دیوار یادبود منطبق بر استانداردهای اسناد حقوق بشری طراحی شده و گزارش‌های آن سندیت حقوقی دارند.
نامشخص

۱۹ دی

محسن رشیدی خانی آبادی

محسن ۴۲ سال سن داشت و اصالتا بختیاری و زاده اصفهان ، پدرش در سال ۱۳۷۰ به دست جمهوری اسلامی اعدام شد و او در سن ۸ سالگی طعم بی پدری را چشید دارای ۲ خواهر و ۳ برادر بود که برایشان پدر شد و نان آور خانواده . متاهل و‌دارای دو دختر خوانده ۱۹ و ۲۰ ساله که از ۳ سالگی برایشان پدری واقعی بود و یک دختر ۴ ساله روز ۱۹ دی زمانی که دوست همراهش به او گفت تیر جنگی میزنند بیا به عقب برویم محسن در پاسخ گفت وجدانم قبول نمیکند بچه های دهه هشتادی رو تنها بگذارم ، هنگام خروج ار خانه نیز به همسر و مادرش گفته بود خداحافظ شاید دیدار آخر باشد ، همواره به دوستان و نزدیک سفارش به حضور در اعتراضات میکرد و عنوان مینمود که اگر من نروم تو نروی پس چه کسی قرار است در مقابل زور و ظلم بایستد . محسن ورزشکار ، هنر دوست و طراح بود و به خواندن آواز علاقه داشت . او فردی آگاه بود که علاقه زیادی به خواندن کتاب داشت . بسیار مردم دوست و خیر بود .

سن
42
شهر
بهارستان
تاریخ
2026-01-09
همه وضعیت‌ها
تأییدشده

روایت زندگی

محسن ۴۲ سال سن داشت و اصالتا بختیاری و زاده اصفهان ، پدرش در سال ۱۳۷۰ به دست جمهوری اسلامی اعدام شد و او در سن ۸ سالگی طعم بی پدری را چشید دارای ۲ خواهر و ۳ برادر بود که برایشان پدر شد و نان آور خانواده . متاهل و‌دارای دو دختر خوانده ۱۹ و ۲۰ ساله که از ۳ سالگی برایشان پدری واقعی بود و یک دختر ۴ ساله روز ۱۹ دی زمانی که دوست همراهش به او گفت تیر جنگی میزنند بیا به عقب برویم محسن در پاسخ گفت وجدانم قبول نمیکند بچه های دهه هشتادی رو تنها بگذارم ، هنگام خروج ار خانه نیز به همسر و مادرش گفته بود خداحافظ شاید دیدار آخر باشد ، همواره به دوستان و نزدیک سفارش به حضور در اعتراضات میکرد و عنوان مینمود که اگر من نروم تو نروی پس چه کسی قرار است در مقابل زور و ظلم بایستد . محسن ورزشکار ، هنر دوست و طراح بود و به خواندن آواز علاقه داشت . او فردی آگاه بود که علاقه زیادی به خواندن کتاب داشت . بسیار مردم دوست و خیر بود .

شرح واقعه

از روز حادثه اطلاعات دقیقی در دست نیست ولی شنیده ها از آن خکایت دارد که محسن برای کمک به فردی زخمی میرود که با گلوله جنگی به پایش شلیک میکنند و در تعقیب و گریز در یکی از محله های بهارستان نیروهای سرکوب موتوری با شلیک به پهلو او را ربودند و پس از گشتن در بیمارستانها و سردخانه ها و بازداشت گاه و … خانواده پس از سپری کردن روزهای سخت همراه با ناامید و گاهی امید پیکر عزیزش را ۲۳ دی ماه در باغ رضوان اصفهان شناسایی کردند و مراسم خاکسپاری در فضایی کاملا امنیتی برگزار گردید و خانواده فقط توانستند سر و صورت تا گردن محسن را ببینند و وداع کنند . محسن تا حدود ۵ ماه سنگ مزار نداشت زیر با نوشته های روی سنگ مزارش مخالفت کردند و همسرش نیر گفت تا رضایت ندهند سنگ مزار نخوایم گذاشت و این موضوع را رسانه ای کردند و بعد از گذشت ۵ ماه اجازه نصب سنگ مزار را دادند .

روایت یادبود

تا ابد زنده در من و سرزمینم